مربوط شدن
(مشکل) حل کردن
چیره شدن
Sicher C1.1 - 5
مشکلپسند
پرتوقع
Sicher B2.2 - 3
مشکلپسند
پرتوقع
Sicher B2.2 - 3
عصبانیت
مزاحمت
مشکل، دردسر
Sicher B1 - 8
مزاحمت
مشکل، دردسر
Menschen A2.2 - 4
مشکلی نیست
Menschen A1.2 - 1
مشکلی نیست
Menschen A1.2 - 1
دشوار
سخت، مشکل
Sicher B2.2 - 4
سختی
مسئله، مشکل
Menschen A2.2 - 12
البته (که)
مشکلی نیست
Menschen B1.2 - 11
خرابی
از کار افتادگی، مشکل فنی
Menschen B1.1 - 6
خرابی
مشکل
اتفاق بد
Menschen B1.1 - 6
مشکل
خرابی
از کار افتادگی، مشکل فنی
Menschen B1.1 - 6
مشکل
اتفاق بد
Menschen B1.1 - 6
مشکلساز
مشکلآفرین
Menschen A2.1 - 9
بدون مشکل
بدون دردسر
Menschen A1.2 - 6
خراب شدن
مشکل پیدا کردن، عملی نشدن
Sicher C1.1 - 1
خراب شدن
مشکل پیدا کردن، عملی نشدن
Menschen B1.1 - 10
به مشکل خوردن
اشتباه پیش رفتن، خراب شدن
Sicher B2.2 - 3