استفاده
کاربرد، مصرف
Sicher B2.2 - 5
درآمد داشتن
مصرف کردن [دارو یا غذا]
استفاده کردن
Sicher B2.2 - 6
تصرف کردن
مصرف کردن [دارو یا غذا]
استفاده کردن
Menschen B1.1 - 5
مصرف کردن
Menschen B1.2 - 11
مصرف کردن
Menschen B1.2 - 11
برداشتن
مصرف کردن
خوردن
Menschen A1.1 - 10
صرفه جو
اقتصادی، با هزینه پایین، کم مصرف
Menschen B1.1 - 1
صرفه جو
اقتصادی، با هزینه پایین، کم مصرف
Sicher B1 - 3
برق (میزان مصرف)
توان الکتریکی، جریان الکتریکی
Menschen B1.2 - 11
برق (میزان مصرف)
توان الکتریکی، جریان الکتریکی
Menschen B1.2 - 11
برق (میزان مصرف)
توان الکتریکی، جریان الکتریکی
Menschen B1.2 - 11
برق (میزان مصرف)
توان الکتریکی، جریان الکتریکی
Menschen B1.2 - 11
مصرف کردن
Menschen B1.2 - 11
مصرف کردن
Menschen B1.2 - 11
خوردن
مصرفکردن
Sicher B2.2 - 2