نوع :
فعلفعل ناگذر
verbs :
[گذشته: dauerte]|[گذشته کامل: gedauert]|[فعل کمکی: haben ]
inline :
صرف فعل
کاربرد دیگر :
وقت گرفتن
مترادف و متضاد :
andauern , sich hinziehen , von Dauer sein , währen
کلمات نزدیک :
dauerbrenner , dauerauftrag , dauer , datum , dattelpalme , dauernd , daumen , daune , daunenmantel , davon
مرجع :
کتاب Menschen سطح A1.1 ، درس 12
ex1 :
etwas dauert (Zeitangabe)|=| چیزی (مدت زمانی) طول کشیدن|*| 4.Wie lange dauert die Pause? – Eine halbe Stunde.|+| 4. زنگ تفریح چقدر طول میکشد؟ - نیم ساعت.|+| فعل dauern در این کاربرد معنایی مشابه "طول کشیدن" یا "وقت نیاز داشتن/وقت گرفتن" دارد. از dauern معمولاً برای نشان دادن مقدار زمان مورد نیاز برای انجام یک کار یا رخ دادن چیزی استفاده میشود. مثلاً:
دسته بندی: