نوع :
صفتقابل مقایسه
کاربرد دیگر :
شدید
کاربرد دیگر :
سنگین
مترادف و متضاد :
intensiv
کلمات نزدیک :
hobby , hno-arzt , hm , hineinversetzen , hineinstellen , hoch hinauswollen , hochachtungsvoll , hochbegabt , hochdeutsch , hochhalten
مثال ها :
1.Die britische Armee musste hohe Verluste hinnehmen.
1.ارتش بریتانیا متحمل تلفات سنگینی باید میشد.
2.Ich finde die Strafe zu hoch.
2.بهنظرم جریمه خیلی سنگین است.
1.ارتش بریتانیا متحمل تلفات سنگینی باید میشد.
2.Ich finde die Strafe zu hoch.
2.بهنظرم جریمه خیلی سنگین است.
مرجع :
کتاب Menschen سطح A2.2 ، درس 6
دسته بندی: