کاربرد دیگر :
ولی
کاربرد دیگر :
اما
مترادف و متضاد :
aber
کلمات نزدیک :
do. , dns , dna , dm , dj , docht , dock , dogge , dogma , dogmatisch
مثال ها :
1.Er bat sie zu bleiben, doch sie ging.
1.او برای ماندن التماسش کرد ولی او رفت.
2.Ich klopfe, doch niemand öffnet.
2.من در زدم ولی هیچکس باز نکرد.
1.او برای ماندن التماسش کرد ولی او رفت.
2.Ich klopfe, doch niemand öffnet.
2.من در زدم ولی هیچکس باز نکرد.
مرجع :
کتاب Menschen سطح B1.1 ، درس 10
دسته بندی: