نوع :
فعلفعل بی قاعده ضعیف ، فعل گذرا
verbs :
[گذشته: gab ab]|[گذشته کامل: abgegeben]|[فعل کمکی: haben ]
inline :
صرف فعل
مترادف و متضاد :
abliefern , aushändigen , geben , übergeben
کلمات نزدیک :
abgearbeitet , abgaskatalysator , abgasarm , abgas , abgang , abgebrannt , abgebrüht , abgedroschen , abgehen , abgehetzt
مرجع :
کتاب Menschen سطح B1.1 ، درس 11
ex1 :
etwas (Akk.) (bei jemandem) abgeben|=| چیزی را (به کسی) تحویل دادن|*| 2.Ich soll dieses Päckchen bei Herrn Müller abgeben .|+| 2. من باید این بسته را به آقای "مولر" تحویل بدهم.|+| abgeben در این کاربرد به معنای دادن چیزی به کسی است که باید آن را داشته باشد یا صاحب اصلی آن است. مثلاً پس از تمام شدن امتحان شما برگه خود را تحویل میدهید یا پس از تمام شدن اقامت در هتل کلیدها را به مسئولش تحویل میدهید. در فارسی ما از واژههای "پس دادن"، "تسلیم کردن" یا "تحویل دادن" برای همین کاربرد استفاده میکنیم.
دسته بندی: