نوع :
قیدغیرقابل مقایسه
کاربرد دیگر :
در این لحظه
کاربرد دیگر :
همین حالا، همان لحظه، در آن لحظه
مترادف و متضاد :
in der Zeit , in diesem Augenblick , zu diesem Zeitpunkt
کلمات نزدیک :
d1–führerschein , d. h. , d-zug , d-mark , d , da beißt die maus keinen faden ab , da lachen ja die hühner! , da liegt der hase im pfeffer. , da sein , dabei
مثال ها :
1.Da lachte er.
1.در آن لحظه داشت میخندید.
2.Ich ging gerade aus dem Haus, da schlug es zwei.
2.من داشتم از خانه بیرون میآمدم، همان لحظه ساعت 2 شد.
3.Ich wollte gerade einparken. Da kam ein Wagen rückwärts aus der Einfahrt.
3.من داشتم پارک میکردم. همان لحظه یک ماشین دندهعقب از ورودی خانه آمد.
4.Was Sie da sagen, ist richtig.
4.چیزی که در همین لحظه داری میگویی درست است.
5.Wir sprechen gerade über Paul. Da kommt er ja gerade.
5.ما داریم در مورد "پاول" صحبت میکنیم. در این لحظه او آمد [سروکله خودش هم پیدا شد].
1.در آن لحظه داشت میخندید.
2.Ich ging gerade aus dem Haus, da schlug es zwei.
2.من داشتم از خانه بیرون میآمدم، همان لحظه ساعت 2 شد.
3.Ich wollte gerade einparken. Da kam ein Wagen rückwärts aus der Einfahrt.
3.من داشتم پارک میکردم. همان لحظه یک ماشین دندهعقب از ورودی خانه آمد.
4.Was Sie da sagen, ist richtig.
4.چیزی که در همین لحظه داری میگویی درست است.
5.Wir sprechen gerade über Paul. Da kommt er ja gerade.
5.ما داریم در مورد "پاول" صحبت میکنیم. در این لحظه او آمد [سروکله خودش هم پیدا شد].
مرجع :
کتاب Menschen سطح B1.1 ، درس 8
دسته بندی: