نوع :
فعلفعل بی قاعده ، فعل گذرا
verbs :
[گذشته: behielt]|[گذشته کامل: behalten]|[فعل کمکی: haben ]
inline :
صرف فعل
مترادف و متضاد :
bewahren
کلمات نزدیک :
behaglichkeit , behaglich , behagen , behaart , begütert , behandeln , behandlung , beharren , beharrlich , beharrlichkeit
opposit :
abgeben
مرجع :
کتاب Menschen سطح B1.1 ، درس 4
ex1 :
etwas (Akk.) behalten|=| چیزی را نگه داشتن|*| 3.du kannst die Zeitschrift behalten, ich habe sie schon gelesen|+| 3. تو می توانی مجله را نگه داری. من آن را خوانده ام.|+| واژه behalten در معنای نگه داشتن به نگه داشتن یک چیز در مالکیت خود است. مثلا "?Behältst du den Hund" (سگ را نگه می داری؟). behalten نشان می دهد که یک چیز در مالکیت کسی که در حال حاضر مالک آن است یا آن را در دست دارد می ماند.
دسته بندی: