نوع :
فعلفعل بی قاعده ، فعل ناگذر
verbs :
[گذشته: flog]|[گذشته کامل: geflogen]|[فعل کمکی: haben & sein ]
inline :
صرف فعل
کاربرد دیگر :
اخراج شدن
مترادف و متضاد :
entlassen werden , gekündigt werden
کلمات نزدیک :
fliege , flieder , flicken , flexibilität , flexibel , fliegend , flieger , fliegeralarm , fliegerisch , fliehen
مثال ها :
1.Wenn er so weitermacht, fliegt er.
1.اگر او به این کارش ادامه دهد، اخراج میشود.
1.اگر او به این کارش ادامه دهد، اخراج میشود.
مرجع :
کتاب Menschen سطح B1.2 ، درس 3
ex1 :
aus einer Stellung/Schule/Firma... fliegen|=| از یک جایگاه شغلی/مدرسه/شرکت... اخراج شدن|*|Er ist aus der Wohnung geflogen.|+| او از آپارتمان اخراج شد.|+| این فعل به این معنا تنها در زبان عامیانه به کار میرود.
دسته بندی: