نوع :
فعلفعل گذرا
verbs :
[گذشته: realisierte]|[گذشته کامل: realisiert]|[فعل کمکی: haben ]
inline :
صرف فعل
کاربرد دیگر :
متوجه شدن، فهمیدن
مثال ها :
1.Er sagte, der Gegner solle endlich realisieren, dass er keine Chance habe.
1.او گفت که رقیب بهتر است که در نهایت متوجه بشود که هیچ شانسی ندارد.
2.Ich habe nicht realisiert, dass die Zeit schon um ist.
2.من متوجه نشدم که زمان تمام شده.
1.او گفت که رقیب بهتر است که در نهایت متوجه بشود که هیچ شانسی ندارد.
2.Ich habe nicht realisiert, dass die Zeit schon um ist.
2.من متوجه نشدم که زمان تمام شده.
مرجع :
کتاب Menschen سطح B1.2 ، درس 12
دسته بندی: