نوع :
اسمقابل شمارش ، مونث
inline :
[ جمع: Kliniken ]
[ ملکی: Klinik ]
[ ملکی: Klinik ]
کاربرد دیگر :
کلینیک
مترادف و متضاد :
Hospital , Krankenhaus , Lazarett
کلمات نزدیک :
klingen , klingelton , klingeln , klingel , klinge , klinke , klinker , klipp , klippe , klirren
مثال ها :
1.Er liegt in einer Universitätsklinik.
1.او در یک درمانگاه دانشگاهی است.
2.Ich muss in die Klinik, um meinen kranken Onkel zu besuchen.
2.من باید به درمانگاه بروم تا عموی مریضم را ملاقات کنم.
1.او در یک درمانگاه دانشگاهی است.
2.Ich muss in die Klinik, um meinen kranken Onkel zu besuchen.
2.من باید به درمانگاه بروم تا عموی مریضم را ملاقات کنم.
مرجع :
کتاب Sicher سطح B2.1 ، درس 2
دسته بندی: