نوع :
اسمغیرقابل شمارش ، مذکر
inline :
[ ملکی: Applaus ]
کاربرد دیگر :
کف زدن
مترادف و متضاد :
beifall , ovation
کلمات نزدیک :
applaudieren , appetitlosigkeit , appetitlich , appetit , appellieren , approbation , aprikose , april , apropos , aquaplaning
opposit :
Buhruf
مثال ها :
1.Die Zuschauer knauserten nicht mit Applaus nach der Show.
1.تماشاگران بعد از نمایش در تشویق کنسی درنیاوردند.
2.Es gab viel Applaus für die Künstlerin.
2.هنرمند تشویق زیادی دریافت کرد [تشویق زیادی برای هنرمند انجام گرفت].
1.تماشاگران بعد از نمایش در تشویق کنسی درنیاوردند.
2.Es gab viel Applaus für die Künstlerin.
2.هنرمند تشویق زیادی دریافت کرد [تشویق زیادی برای هنرمند انجام گرفت].
مرجع :
کتاب Sicher سطح B2.2 ، درس 1
دسته بندی: