نوع :
اسمقابل شمارش ، مونث
inline :
[ جمع: Plantagen ]
[ ملکی: Plantage ]
[ ملکی: Plantage ]
کاربرد دیگر :
کشتزار
مترادف و متضاد :
Bauernhof , Farm
کلمات نزدیک :
planschen , planschbecken , planmäßig , planke , planierraupe , planung , planwirtschaft , plastik , plastikabfall , plastikbeutel
مثال ها :
1.Die Sklaven wurden gezwungen, ohne Bezahlung auf den Plantagen zu arbeiten.
1.بردهها به کارکردن بدون حقوق بر روی مزرعهها اجبار میشدند.
2.Wir haben Teeplantage in Malaysia besucht.
2.ما از کشتزار چای در مالزی دیدن کردیم.
1.بردهها به کارکردن بدون حقوق بر روی مزرعهها اجبار میشدند.
2.Wir haben Teeplantage in Malaysia besucht.
2.ما از کشتزار چای در مالزی دیدن کردیم.
مرجع :
کتاب Sicher سطح B2.2 ، درس 4
دسته بندی: