نوع :
فعلفعل بی قاعده ضعیف ، فعل گذرا و ناگذر
verbs :
[گذشته: wusste]|[گذشته کامل: gewusst]|[فعل کمکی: haben ]
inline :
صرف فعل
کاربرد دیگر :
توانستن
کاربرد دیگر :
مقدور بودن، توانایی داشتن
مترادف و متضاد :
können , vermögen
کلمات نزدیک :
wispern , wischen , wisch , wirtschaftszweig , wirtschaftswunder , wissen, wie der hase läuft , wissenschaft , wissenschaftler , wissenschaftlich , wissensgebiet
مرجع :
کتاب Menschen سطح A1.1 ، درس 8
ex1 :
etwas (Akk.) zu machen wissen|=| توانایی انجام دادن کاری|*|etwas (Akk.) zu schätzen wissen|+| توانایی حدسزدن چیزی را داشتن|+| فعل "wissen" به معنای (توانستن) را میتوان با عبارت "in der Lage sein" مترادف دانست؛ باید توجه داشت که این فعل همیشه به همراه "zu+Infinitiv" ظاهر میشود.
دسته بندی: