ورود

جستجو

واژه ها

کتاب ها

مرجع یادگیری زبان آلمانی


وب سایت آلمانیش

- آفلاین
درباره آلمانیش

راهنما

قوانین

ارتباط با آلمانیش
صفحه نخست

صفحه کلید

جستجو

حالت شب

üben به معنی تمرین کردن


/üben/
üben به فارسی تمرین کردن به آلمانی
       

نوع :
فعلفعل گذرا

verbs :
[گذشته: übte]|[گذشته کامل: geübt]|[فعل کمکی: haben ]

inline :
صرف فعل

مترادف و متضاد :
proben , trainieren

کلمات نزدیک :
übeltäter , übelnehmen , übelkeit , übel , östlich , über , über alle berge sein , über das ziel hinausschießen , über die stränge schlagen , über etwas gras wachsen lassen

مثال ها :
1.Ich lerne gerade Gitarre spielen. Ich übe jeden Tag zwei Stunden.
1.من دارم گیتار زدن را یاد می‌گیرم. من هر روز 2 ساعت تمرین می‌کنم.

2.Mit dieser Handschrift muss dein Sohn noch Schreiben üben.
2.با این دستخط پسرت هنوز باید نوشتن را تمرین کند.

3.Sie muss noch ein bisschen üben. Dann kann sie bald gut schwimmen
3.او باید فقط کمی تمرین کند. بعد می‌تواند به خوبی شنا کند.

مرجع :
کتاب Menschen سطح A1.1 ، درس 1

تمرین کردن دسته بندی: فعل
منتشر شده توسط: آلمانیش
تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۷
ارسال : 2 سال پیش | ویرایش: 2 سال پیش | بازدید: 81
 

üben

     

تمرین کردن

این صفحه را به اشتراک بگذارید :

https://www.almanish.ir/W85
به این صفحه چند ستاره می دهید؟

امتیاز : 4.46 از 5 13 رای