نوع :
اسمقابل شمارش ، مذکر
inline :
[ جمع: Bezüge ]
[ ملکی: Bezug(e)s ]
[ ملکی: Bezug(e)s ]
کاربرد دیگر :
بستگی
مترادف و متضاد :
verbindung , zusammenhang
کلمات نزدیک :
bezirk , beziffern , beziehungsweise , beziehung , beziehen , bezugswort , bezwecken , bezweifeln , bezwingen , bezüglich
مثال ها :
1.Größe und Gewicht stehen nicht immer in einem Bezug.
1.بزرگی و وزن همواره در یک ارتباط قرار نمیگیرند [به هم وابسته نیستند].
1.بزرگی و وزن همواره در یک ارتباط قرار نمیگیرند [به هم وابسته نیستند].
مرجع :
کتاب Sicher سطح C1.1 ، درس 6
ex1 :
etwas hat auf jemanden/etwas Bezug|=| چیزی به کسی/چیزی ارتباط داشتن|*|Dieses Problem hat keinen Bezug auf mich.|+| این مشکل به من ارتباطی ندارد.
دسته بندی: