نوع :
اسمقابل شمارش ، مونث
inline :
[ جمع: Dramaturgien ]
[ ملکی: Dramaturgie ]
[ ملکی: Dramaturgie ]
کاربرد دیگر :
دراماتورژی
مثال ها :
1.Die Dramaturgie der Fotografien folgt keiner chronologischen Geschichte.
1.نمایشپردازی عکاسی هیچ داستان متوالیای را دنبال نمیکند.
2.Sie studierte Dramaturgie und Philosophie.
2.او در رشته دراماتورژی و فلسفه تحصیل کرد.
1.نمایشپردازی عکاسی هیچ داستان متوالیای را دنبال نمیکند.
2.Sie studierte Dramaturgie und Philosophie.
2.او در رشته دراماتورژی و فلسفه تحصیل کرد.
مرجع :
کتاب Sicher سطح C1.2 ، درس 4
دسته بندی: