ورود

جستجو

واژه ها

کتاب ها

مرجع یادگیری زبان آلمانی


وب سایت آلمانیش

- آفلاین
درباره آلمانیش

راهنما

قوانین

ارتباط با آلمانیش
صفحه نخست

صفحه کلید

جستجو

حالت شب

Sensor به معنی سنسور


/ˈzɛnzoːɐ̯/
Sensor به فارسی سنسور به آلمانی
       

نوع :
اسمقابل شمارش ، مذکر

inline :
[ جمع: Sensoren ]
[ ملکی: Sensors ]

کاربرد دیگر :
حسگر

مترادف و متضاد :
Detektor , fühler

کلمات نزدیک :
sensibilität , sensibilisieren , sensibel , sense , sensationell , sentimental , sentimentalität , separat , september , serbe

مثال ها :
1.Der Sensor überwacht die Systemtemperatur.
1.سنسور دمای سیستم را کنترل می‌کند.

2.Ich trug einen Sensor, der meine Bewegungen aufzeichnete.
2.من حسگری پوشیدم که حرکاتم را ثبت می‌کرد.

مرجع :
کتاب Sicher سطح C1.2 ، درس 6

سنسور دسته بندی: اسم
منتشر شده توسط: آلمانیش
تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۷
ارسال : 2 سال پیش | ویرایش: 2 سال پیش | بازدید: 33
 

Sensor

     

سنسور

این صفحه را به اشتراک بگذارید :

https://www.almanish.ir/W9332
به این صفحه چند ستاره می دهید؟

امتیاز : 4.3 از 5 10 رای