نوع :
قیدغیرقابل مقایسه
کاربرد دیگر :
در واقع، میتوان گفت
مترادف و متضاد :
sozusagen
کلمات نزدیک :
gewissensbisse , gewissenlos , gewissenhaftigkeit , gewissenhaft , gewissen , gewissheit , gewitter , gewittern , gewitterwolke , gewittrig
مثال ها :
1.Er ist gewissermaßen der heimliche Chef der Partei.
1.او در اصل رئیس مخفی حزب است.
2.Ich habe viel über das Weltall gelesen, also bin ich gewissermaßen ein Experte.
2.من بسیار زیاد درباره کیهان مطالعه کردم، یعنی میتوان گفت من یک متخصص هستم.
1.او در اصل رئیس مخفی حزب است.
2.Ich habe viel über das Weltall gelesen, also bin ich gewissermaßen ein Experte.
2.من بسیار زیاد درباره کیهان مطالعه کردم، یعنی میتوان گفت من یک متخصص هستم.
مرجع :
کتاب Sicher سطح C1.2 ، درس 6
دسته بندی: