کاربرد دیگر :
در (زمان)
کاربرد دیگر :
در طول
مترادف و متضاد :
während
کلمات نزدیک :
zottig , zotig , zote , zornig , zorn , zu dritt , zu fuß , zu hause , zu sein , zu tief ins glas schauen
مرجع :
کتاب Menschen سطح A2.1 ، درس 6
ex1 :
zum Essen|=| هنگام غذا خوردن|*|Ich trinke zum Essen ein Bier.|+| من در هنگام غذاخوردن آبجو مینوشم.
ex2 :
zu Anfang|=| در ابتدا|*|Zu Anfang des Jahres beschlossen sie, gemeinsam eine Galerie zu eröffnen.|+| آنها در ابتدای سال تصمیم گرفتند که با هم یک گالری افتتاح کنند.
ex3 :
zu jemandes Zeit|=| در زمان کسی|*| 2.Zu meiner Zeit war das anders.|+| 2. در زمان من این متفاوت بود.|+| از این حرف اضافه برای مشخصکردن لحظه در یک بازه زمانی که در آن اتفاقی رخ میدهد، استفاده میشود.
دسته بندی: